درباره وبلاگ


نگارنده وبلاگ با تمام وجود عشق و دوستی را به شما تقدیم میکند. ومعتقد است به تعداد انسانهای روی زمین راه وروش برای زندگی ونیز راه رسیدن به خدا وجود دارد. او تمام انسانها را خواهران و برادران خود میداند و برای همه موجودات احترام قائل است. همچنین اعتقاد دارد همانگونه که به فکر تسلی غم و درد خود هستیم باید در راه تسکین اندوه دیگران هم بکوشیم. و به همان اندازه که در اندیشه تفهیم نقطه نظرهایمان هستیم به فکر فهمیدن سخنان دیگران نیز باشیم. آرزوی وی وجود صلح و آرامش و درک متقابل در جهان است . به امید روزی که نژاد ، زبان ، دین و ملیت فاصله ای بین انسانها نباشد. و همه با یک زبان واحد سخن بگوییم و همدیگر را درک کنیم .
آخرین مطالب
نويسندگان



نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 82
بازدید دیروز : 2
بازدید هفته : 82
بازدید ماه : 1962
بازدید کل : 59730
تعداد مطالب : 159
تعداد نظرات : 1
تعداد آنلاین : 1

نگرش محفوظ
بیا تا گل بر افشانیم و می در ساغر اندازیم فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم




 

سلام
 
دو چيز است كه هنوزبشر نتوانسته انتها و پاياني برايش بيابد.
 
1—جهان هستي و دنيايي كه درآن زندگي ميكنيم .
 
2—جهل و ناداني نوع انسان .
 
شايد روزي بيايد كه براي مورد اول حد و مرزي در نظر بگيرند ، ولي در مورد دوم ...
 



دو شنبه 28 فروردين 1391برچسب:, :: ::  نويسنده : علی

 

سلام دوستان خوب
 
چند روز پيش كتابي رو خوندم بنام "كتاب كوچك آرزوها" نوشته گي هندريكس وترجمه آقاي قراچه داغي
اين كتاب حكايت گفتگويي است كه به گفته نويسنده زندگيش را تغيير داده .
بنده خيلي خلاصه برداشتم را مينويسم.
در جريان گفتگو گويي قلبم كاملا روشن شده و نيرويي جديد در وجودم بيدار شد.
بحث با يك سوال شروع ميشود ،
تصور كن در بستر مرگ خوابيده اي ، امشب يا پنجاه سال ديگر ،تا چند لحظه بعد از دنيا خواهي رفت،
                       "آيا زندگيت كاملا رضايت بخش بوده.؟"
اگر بگوييد بله . خب معلومه كه زندگي هدفمند و خوبي را طي كردي و به همه آرزوهات رسيدي و آماده رفتني...
ولي با وجود گفتن پاسخ نه ، حتما دلايلي داري كه چرا در اين لحظه نميتوني با كمال آرامش
دار فاني را ترك كني و...
 
حالا بيا و آرزوهايي رو كه داشتي و به اونا نرسيدي را ليست كن .
مثلا :
 
1-    ميخواستم در زندگي بدون هيچ تعارف و خجالتي به همه كساني كه دوستشون دارم بگم "دوستت دارم "
2-    دوست داشتم در زندگي كتاب يا وبلاگي را بدون هيچ تعارف يا محدوديتي مينوشتم تا ديگران بدونند من چطورفكر ميكردم ، يعني طرز فكرم باقي ميموند!.
3-    دوست داشتم بيشتر وقتم را كنار خانواده ميموندم ، دوستان ورفقا رابيشتر ميديديم.
4-    دوست داشتم به همه اونايي كه از دستشون ناراحتم يا در حقم بدي كردند ، بگم همه رو بخشيدم ، حد اقل بخاطر خودم ديگه از هيشكي ناراضي نيستم...
5-    دوست داشتم به هر كسي به هر دليلي دروغ گفتم ، بگم من دارم ميرم ، راستش اين  چيزا بود ، دروغ گفته بودم ،
6-    دوست داشتم فقط يكبار همراه همسر يا خونواده در بهترين رستوران شهر شام بخورم و از همه مسائل و مشكلات دور باشم.
7-    .
8-    ..
9-    ...
   بعد از نوشتن اين چيزا ، به لحظه حال برگرديم .
ببينيم كدوم يك از آرزوهايي كه دم رفتن داشتيم رو ميتونيم عملي كنيم.
هنوز فرصت باقي مونده ميتونم خيلي خوشحال باشم ، از همين لحظه ميتونم شروع كنم .
 
      ازهمين لحظه...



یک شنبه 27 فروردين 1391برچسب:, :: ::  نويسنده : علی
 

                    بنام خدا

 چند وقتي بود كه مي خواستم ،مطالبي كه در ذهنم ميگذرد را بنويسم .

ولي نميدانم چرا ،به هيچ طريقي به جمع بندي نمي رسيدم . يا شايد هم اصلا اهل نوشتن و حرف حسابي زدن نيستم .

به هر حال بنظر من هر انساني يك رسا لت وديني دارد،كه بايد ادا كند، هر كسي به نحوي

با تخصص و تجربه خود مي تواند ديگران را ياري دهد ،ولي اول بايد خودش آنرا كشف  و البته ابتدا خودش استفاده كند .

از يكطرف آدم نبايد مغرور باشد و خودش را همه چيز دان بداند. از طرف ديگر نبايد خود را دست كم بگيرد ، يعني اينجاست كه همان اعتماد بنفس كار خود را ميكند.

بالاخره مدتي پيش دست به ديوان حافظ بردم و ...

 

" الا اي  طوطي  گوياي  اسرار                   مبادا  خاليت  شكر ز منقا ر

 سرت سبزو دلت خوش باد جاويد                  كه خوش نقشي نمودي از خط يار

 سخن سربسته گفتي با حريفان                     خدا را  زين معما پرده بردار

 سكندر را نمي بخشند آبي                          به زور و زر ميسر نيست اينكار

 بيا و حال اهل درد بشنو                            به لفظ اندك ومعني بسيار

 بت چيني عدوي دين ودلهاست                    خداوندا دل و دينم نگهدار

 بمستوران مگو اسرار مستي                       حديث جان مگو با نقش ديوار "

 

         از آنجا كه ارادت خاصي به حضرت حافظ دارم ، برداشتم از اين غزل اين شد كه بايد حرفي زده شود ، شايد اگر خودم هم حرفي براي گفتن ندارم ،حداقل نظردوستان را جمع بندي و براي ديگران بنويسم.



شنبه 26 فروردين 1391برچسب:, :: ::  نويسنده : علی
 

 

ذات وجوهره وجودي انسان

 

"هيچ انساني در دنيا  نميتواند ادعا كند كه ذات و جوهره وجود يك نفر ديگر

 را كاملا شناخته و افكارش را روشن و واضح  دريافته است ."

 جمله بالا را از یک دوست  صميمی

 وقديمي ام  شنيدم  ، كه بصورت يك تجربه در زندگي كسب كرده است .

 هنوز هم بر اين باورم ، اگر بتوان  تجربه هاي كليدي اشخاص را جمع بندي

 كرد و تمام آنها را كنار هم گذاشت و صحافي كرد ، يك كتاب بسيار ارزشمند

 و عالي از آب در مي آيد.

 به اين صورت انسان با خواندن آن مي تواند راه چند ساله را يك شبه برود .

 معمولا آدمها بر اساس شرايط و محيط هايي كه از نظر اجتماعي ،

خانوادگي و نيز شغلي داشته اند ، تجربه هاي متفاوتي را در زندگي

خود به همراه دارند .

 

واضح است ، از كساني ميتوانيم درس بگيريم كه شرايط آنها مشابه ما بوده يا بخواهيم مثل آنها فكر كنيم .

 

بنظر من يك ارتباط دو طرفه بين عملكرد انسان از نظر اعمال  و رفتار و نيز تفكر وي وجود دارد .

يعني اگر حركات و كارهاي يكنفر را تقليد كنيم ، كم كم فكر ما هم مثل او ميشود .

 

و يا اگر سعي كنيم مثل او فكر كنيم ، بتدريج رفتارمان  به همان شخص شبيه ميشود .

 

شايد در محيط زندگي و كار ديده باشيم دو نفري كه از نظر ظاهري مشابهند ، اخلاق و رفتار شان هم مثل هم است .

 

نوع افكار يك فرد ميتواند ، شكل چهره و حتي حركات و رفتار او را مشخص نمايد و به مرور تغيير دهد .

 

                                                   محفوظي

                                                  31/6/90



شنبه 26 فروردين 1391برچسب:, :: ::  نويسنده : علی

 

 

سلام دوستان
 
در صفحات آخر يك كتاب خوب ، چند جمله ، به نظرم عالي از نويسنده ديدم .

" اگر بتوانم از شكستن يك دل جلوگيري كنم ، زندگيم بيهوده نخواهد بود !

اگر بتوانم سينه سرخ مجروحي را كمك كنم تا دوباره به لانه خويش باز گردد ، زندگيم بيهوده نخواهد بود. "
 
انسان موجود بسيار جالبي است ، تمام خصوصيات از تمام موجودات در درونش جاي گرفته .
 
آقاي محمد تقي جعفري به چهار نوع زندگي در دنيا اعتقاد دارد . و انواع زندگي را بر اساس آن چنين طبقه بندي ميكند :
 
 1 –   عقلي       2 - عاطفي      3 - غريزي          4 - حركتي               ( انسان كامل )
--------------------------------------------------------------------------------------------------
1 -    ----        2 - عاطفي          3 - غريزي          4 -   حركتي       (اسب ، سگ ، دولفين ، ميمون )
---------------------------------------------------------------------------------------------------
1 -    ----       2 - ----            3 -غريزي           4 -    حركتي       ( پست ترين حيوانات مثل كرم )
---------------------------------------------------------------------------------------------------
ميزان تعالي يا پستي نوع انسان را ميتوان با تطبيق دادن موارد بالا ارزيابي كرد .
 
"انسان نميتواند به آسمان نينديشد ! چگونه ميتواند ؟! مگر انسانهايي كه عمر را بي چرا ، به چريدن مشغولند
 
و سر به زمين فرو برده اند و پوزه در خاك دارند و غرق در آب و علفند . اينها " گوسفندان " دو پايند ."
 

             يك جامعه شناس
 
هر گاه به كسي كه به نوعي درباره ما بدي روا داشته است ، خوب نگاه كنيم ، فرشته اي را مي بينيم كه در وجودش سقوط كرده است ، ومحتاج دعاي ماست .!
 



جمعه 25 فروردين 1391برچسب:, :: ::  نويسنده : علی
 

 

سلام دوستان خوب
 
چند روز پيش كتابي رو خوندم بنام "كتاب كوچك آرزوها" نوشته گي هندريكس وترجمه آقاي قراچه داغي
اين كتاب حكايت گفتگويي است كه به گفته نويسنده زندگيش را تغيير داده .
بنده خيلي خلاصه برداشتم را مينويسم.
در جريان گفتگو گويي قلبم كاملا روشن شده و نيرويي جديد در وجودم بيدار شد.
بحث با يك سوال شروع ميشود ،
تصور كن در بستر مرگ خوابيده اي ، امشب يا پنجاه سال ديگر ،تا چند لحظه بعد از دنيا خواهي رفت،
                       "آيا زندگيت كاملا رضايت بخش بوده.؟"
اگر بگوييد بله . خب معلومه كه زندگي هدفمند و خوبي را طي كردي و به همه آرزوهات رسيدي و آماده رفتني...
ولي با وجود گفتن پاسخ نه ، حتما دلايلي داري كه چرا در اين لحظه نميتوني با كمال آرامش
دار فاني را ترك كني و...
 
حالا بيا و آرزوهايي رو كه داشتي و به اونا نرسيدي را ليست كن .
مثلا :
 
1-    ميخواستم در زندگي بدون هيچ تعارف و خجالتي به همه كساني كه دوستشون دارم بگم "دوستت دارم "
2-    دوست داشتم در زندگي كتاب يا وبلاگي را بدون هيچ تعارف يا محدوديتي مينوشتم تا ديگران بدونند من چطورفكر ميكردم ، يعني طرز فكرم باقي ميموند!.
3-    دوست داشتم بيشتر وقتم را كنار خانواده ميموندم ، دوستان ورفقا رابيشتر ميديديم.
4-    دوست داشتم به همه اونايي كه از دستشون ناراحتم يا در حقم بدي كردند ، بگم همه رو بخشيدم ، حد اقل بخاطر خودم ديگه از هيشكي ناراضي نيستم...
5-    دوست داشتم به هر كسي به هر دليلي دروغ گفتم ، بگم من دارم ميرم ، راستش اين  چيزا بود ، دروغ گفته بودم ،
6-    دوست داشتم فقط يكبار همراه همسر يا خونواده در بهترين رستوران شهر شام بخورم و از همه مسائل و مشكلات دور باشم.
7-    .
8-    ..
9-    ...
   بعد از نوشتن اين چيزا ، به لحظه حال برگرديم .
ببينيم كدوم يك از آرزوهايي كه دم رفتن داشتيم رو ميتونيم عملي كنيم.
هنوز فرصت باقي مونده ميتونم خيلي خوشحال باشم ، از همين لحظه ميتونم شروع كنم .
 
      ازهمين لحظه...


پنج شنبه 24 فروردين 1391برچسب:, :: ::  نويسنده : علی

 

 

 

 
          بحث وتبادل نظر

سلام
 

انسان تنها موجودي است كه در دنيا ميتواند با هم نوع خود به بحث و گفتگو در مورد يك موضوع بپردازد.
 

همچنين ميتواند طرح و نظر ارائه كند ، واز آن دفاع نمايد . نظرات ديگران را رد يا قبول كند .
 

 
     جر و بحث به هر صورت اشتباه است ، موضوع بايد بصورت گفتگوي دو طرفه حل و فصل شود ، اگر


طرف مقابل انسان منطقي و فهيمي باشد ، كه خود بخود گفتگو خيلي آرام وحساب شده انجام ميشود ، واگر
 

آدمئ غير منطقي باشد ، اصلا نيازي به بحث وجود ندارد، چون عوض كردن عقيده انسان غير منطقي ،
 

كاري است دشوار ، و در بعضي موارد هدر دادن انرژي است !!

  

 
                   "   نرود ميخ آهنين در سنگ "

چرا ما آدمها دوست داريم بگوييم فكر و نظر ما درست است ، وهمه آنرا تاييد كنند ، از نظر رواني انسان به  
 

  

تاييد ديگران نياز دارد ، ميخواهيم به هر نحوي كه شده ثابت كنيم  نظرمان درست و نظر ديگران اشتباه
 

 
است. بنظر من هر كس بر اين عقيده بيشتر پافشاري كند ، داراي ضعف بيشتري است .
 

 
      البته اين موضوع را هم بايد در نظر بگيريم كه فرد بايد داراي يك خط مشي و طرز فكر ثابت و رفتار
 

  

مشخص باشد ، تا بتواند اصلا اظهار نظر كند وگرنه چگونه ميتواند در يك گفتگو شركت كند وبقيه را مورد نفد قرار دهد .
 

هيچكدام از دانشمندان و علما از اول داراي يك تفكر و ايده محكم و لا متغير نبوده اند ،  واضح است كه بعد
 

  

از مطالعه وبررسي آثار ونظرات ديگران و اصلاح افكار خود پس از سالها توانسته اند نظري ارائه كنند و
 
  حرفي براي گفتن داشته باشند . جالب اينجاست كه همين نظر را هم قطعي و عوض نشدني نميدانند .
 

  
 
   به عقيده من هر چقدر عمق اطلاعات و معرفت بيشتر باشد ، تمايل شخص براي ( اگر نگوييم پذيرش )


برسي وبرانداز كردن ديگر نظريه ها بيشتر است .
 

براي تكميل شدن و يا حد اقل پيشرفت يك فكر هر چقدر ظرفيت پذيرش انتقاد بيشتر باشد ، نتيجه بهتر و زودتر حاصل ميشود .
 

از ديدگاه روانشناسي هر چقدر تحمل پذيرش انتقاد در شخص كمتر باشد ، فرد داراي يك روحيه متزلزل و
   

بي ثبات است . و زماني كه آدم شخصيت و منش محكمي داشته باشد ، با كمال ميل با هر گونه انتقاد و حتي
 

  
مخالفتي روبرو ميشود و اين انتقاد را فرصتي براي پايش افكار خود ميداند .
 

از طرفي ترس از انتقاد ديگران نبايد باعث شود كه ما نظر خود را ارائه ندهيم ، اتفاقا ايراد گيري ديگران است كه يك فكر را مرحله به مرحله تكميل و نقص ها را نمايان و سپس برطرف ميكند .
   
 
       فكر نو ميتواند يك نظر سياسي ، اجتماعي ، فلسفي ، مذهبي يا فني در هر زمينه اي باشد ، لازمه پخته

 

 
شدن و مورد بحث قرار گرفتن آن اينستكه در مورد آن تحقيق و بررسي شود و به اصطلاح ايده نو خيلي سطحي نباشد .
 

اولين كسي كه بايد ايده جديد را قبول كند و از آن حمايت نمايد ، خود شخصي است كه آنرا ارائه داده است !
 

 
  يعني انسان بايد به خود اعتقاد داشته باشد ، اعتماد بنفس به ما كمك ميكند تا اولا يك فكر جديد شكل بگيرد و در مراحل بعد از آن دفاع كنيم .
 

وقتي تعداد نفرات زيادي از يك موضوع حمايت كردند دليل بر صحت و بي عيب و نقص بودن آن نيست و
 

  

بالعكس اگر همه با آن مخالف بودند ، اين هم دليل اشتباه بودن طرح يا موضوع نميباشد .
 

بعضي افراد عادت دارند كه با فكر جديد مخالفت كنند و براي كارشان دليل هاي متفائت مي آورند .
    
 
            " مردم در مورد هر چيزي كه آگاهي ندارند مخالف آنند . "

 

نتيجه ، جهت آگاهي از اينكه طرح و فكر جديد ما تا چه حد درست است ، صرفا نميتوان به تعداد موافقان و منتقدان نگاه كرد .

 




چهار شنبه 23 فروردين 1391برچسب:, :: ::  نويسنده : علی
 

 

 

سلام دوستان
 
در صفحات آخر يك كتاب خوب ، چند جمله ، به نظرم عالي از نويسنده ديدم .

" اگر بتوانم از شكستن يك دل جلوگيري كنم ، زندگيم بيهوده نخواهد بود !

اگر بتوانم سينه سرخ مجروحي را كمك كنم تا دوباره به لانه خويش باز گردد ، زندگيم بيهوده نخواهد بود. "
 
انسان موجود بسيار جالبي است ، تمام خصوصيات از تمام موجودات در درونش جاي گرفته .
 
آقاي محمد تقي جعفري به چهار نوع زندگي در دنيا اعتقاد دارد . و انواع زندگي را بر اساس آن چنين طبقه بندي ميكند :
 
 1 –   عقلي       2 - عاطفي      3 - غريزي          4 - حركتي               ( انسان كامل )
--------------------------------------------------------------------------------------------------
1 -    ----        2 - عاطفي          3 - غريزي          4 -   حركتي       (اسب ، سگ ، دولفين ، ميمون )
---------------------------------------------------------------------------------------------------
1 -    ----       2 - ----            3 -غريزي           4 -    حركتي       ( پست ترين حيوانات مثل كرم )
---------------------------------------------------------------------------------------------------
ميزان تعالي يا پستي نوع انسان را ميتوان با تطبيق دادن موارد بالا ارزيابي كرد .
 
"انسان نميتواند به آسمان نينديشد ! چگونه ميتواند ؟! مگر انسانهايي كه عمر را بي چرا ، به چريدن مشغولند
 
و سر به زمين فرو برده اند و پوزه در خاك دارند و غرق در آب و علفند . اينها " گوسفندان " دو پايند ."
 

 

             يك جامعه شناس
 
هر گاه به كسي كه به نوعي درباره ما بدي روا داشته است ، خوب نگاه كنيم ، فرشته اي را مي بينيم كه در وجودش سقوط كرده است ، ومحتاج دعاي ماست .!


چهار شنبه 23 فروردين 1391برچسب:, :: ::  نويسنده : علی

 

سلام
 
دو چيز است كه هنوزبشر نتوانسته انتها و پاياني برايش بيابد.
 
1—جهان هستي و دنيايي كه درآن زندگي ميكنيم .
 
2—جهل و ناداني نوع انسان .
 
شايد روزي بيايد كه براي مورد اول حد و مرزي در نظر بگيرند ، ولي در مورد دوم ...
 
تا بعد...

 



سه شنبه 22 فروردين 1391برچسب:, :: ::  نويسنده : علی