درباره وبلاگ


نگارنده وبلاگ با تمام وجود عشق و دوستی را به شما تقدیم میکند. ومعتقد است به تعداد انسانهای روی زمین راه وروش برای زندگی ونیز راه رسیدن به خدا وجود دارد. او تمام انسانها را خواهران و برادران خود میداند و برای همه موجودات احترام قائل است. همچنین اعتقاد دارد همانگونه که به فکر تسلی غم و درد خود هستیم باید در راه تسکین اندوه دیگران هم بکوشیم. و به همان اندازه که در اندیشه تفهیم نقطه نظرهایمان هستیم به فکر فهمیدن سخنان دیگران نیز باشیم. آرزوی وی وجود صلح و آرامش و درک متقابل در جهان است . به امید روزی که نژاد ، زبان ، دین و ملیت فاصله ای بین انسانها نباشد. و همه با یک زبان واحد سخن بگوییم و همدیگر را درک کنیم .
آخرین مطالب
نويسندگان



نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 17
بازدید دیروز : 2
بازدید هفته : 17
بازدید ماه : 1897
بازدید کل : 59665
تعداد مطالب : 159
تعداد نظرات : 1
تعداد آنلاین : 1

نگرش محفوظ
بیا تا گل بر افشانیم و می در ساغر اندازیم فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم




 

اگر می خواهی روز خوبی داشته باشی ، در طبیعت به دنبال دیدن چیز خوب و درخشانی باش ، به آوای زیبایی گوش بده ، کلامی مهربانانه بگو  و لطفی در حق دیگران انجام بدهلبخند

 



جمعه 22 آبان 1394برچسب:روز,خوب,روز خوب, :: ::  نويسنده : علی

سلام

    قضاوت مورچگان

        روزگاران ميگذشت و موضوعي غير قابل درك و كشف براي مورچگان مانده بود.!

هر روز مورچه ها از مسيري كه رد ميشدند به جايي ميرسيدند كه خطوطي عجيب وغريب و

سوال برانگيز نظرشان را جلب ميكرد ، اينكه اين خطوط چگونه و براي چه بوجود آمده ، بحث هر روز آنها بود.

يكي ميگفت اين خطوط همه بي معني و اتفاقي است، ما نبايد ذهن با ارزشمان را با اين چيزها مشغول كنيم.

مورچه اي ديگر ميگفت ، بالاخره دليلي بايد داشته باشد ، درست است كه خطوط بي معني و بيخودي اند ، ولي چرا فقط در اين قسمت بوجود آمده است.

گفتگوي مورچه ها پاياني نداشت و البته نتيجه اي هم .!

روزي مورچه اي خوشحال و با هيجان آمد و به بقيه گفت ، موضوع مهمي است  كه تازه كشف كرده ومايل است با همه در ميان بگذارد.

قضيه از اين قرار است كه خطوط بي معني را كه مدتي است ميبينيم ، توسط يك قلم كشيده شده ، اين واقعيت را خودم با چشمانم ديدم ، قلم حركت ميكرد و اين خطوط را از خود بجاي ميگذاشت.

حالا ديگر مورچه ها خيالشان راحت شده و فكرشان به كار خودشان بود.!

چند روز بعد مورچه ديگري آمد و كشف خود را اعلام كرد .

او اينگونه گفت : حركت قلم توسط چند انگشت صورت مي گيرد و در واقع اين انگشتان هستند كه خطها را ميكشند ، قلم فقط يك وسيله است .

و پس از چندي نوبت به موري ديگر رسيد كه داراي ديد بازتر و فكر بهتري بود .

او گفت : دوستان به موارد خوبي اشاره كرده اند ولي هيچكدام واقعيت را نديده اند ،

واقعيت از اين قرار است كه حركت قلم و انگشتان همه از بازوست ، اين بازوست كه باعث مي شود خطوط بوجود آيند . ضمنا خطوط روي يك كاغذ كشيده ميشود و آن كاغذ در مسير ماست.

و الآن مدت زمان زيادي مي گذرد كه هنوز موري پيدا نشده كه نظريه جديدي ارائه دهد.!

اينطور كه بنظر ميرسد ، انتهاي هوش و ذكاوت ونيز تفكر مورچه ها همين است.

 

  بايد كسي به جمع مورچه ها بگويد ، چشمانتان را باز كنيد ، قدري بيشتر فكر كنيد ، اصلا بياييد كمي از موضوع دور شويد ، اينطوري از يك زاويه بازتر ميتوانيد براحتي  كاغذ و قلم و دست و بازو و آدم و... همگي را براحتي ببينيد .

و از همه مهمتر به مورچه ها بگويد ، اين خطوط چندان هم بي معني و بي ارزش نيستند .

خطوطي كه شما ميبينيد ميتواند ، طرز فكر و نگرش يك انسان به دنيا باشد.

يا شايد هم  روشهاي دفع مورچه!!! و هر موضوع ديگري از ذهن يك انسان .

 

 راستي دوستان خوبم ، به نظر شما ما در دنياي انسانها كدامين هستيم .؟

وتابحال چه چيزهايي را كشف كرده ايم.؟

                              محفوظي



چهار شنبه 20 آبان 1394برچسب:قضاوت,مورچه,مورچگان, :: ::  نويسنده : علی