درباره وبلاگ


نگارنده وبلاگ با تمام وجود عشق و دوستی را به شما تقدیم میکند. ومعتقد است به تعداد انسانهای روی زمین راه وروش برای زندگی ونیز راه رسیدن به خدا وجود دارد. او تمام انسانها را خواهران و برادران خود میداند و برای همه موجودات احترام قائل است. همچنین اعتقاد دارد همانگونه که به فکر تسلی غم و درد خود هستیم باید در راه تسکین اندوه دیگران هم بکوشیم. و به همان اندازه که در اندیشه تفهیم نقطه نظرهایمان هستیم به فکر فهمیدن سخنان دیگران نیز باشیم. آرزوی وی وجود صلح و آرامش و درک متقابل در جهان است . به امید روزی که نژاد ، زبان ، دین و ملیت فاصله ای بین انسانها نباشد. و همه با یک زبان واحد سخن بگوییم و همدیگر را درک کنیم .
آخرین مطالب
نويسندگان



نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 48
بازدید دیروز : 2
بازدید هفته : 48
بازدید ماه : 1928
بازدید کل : 59696
تعداد مطالب : 159
تعداد نظرات : 1
تعداد آنلاین : 1

نگرش محفوظ
بیا تا گل بر افشانیم و می در ساغر اندازیم فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم




  سلام

    ابتدا اعتراف میکنم بنده از نظر اطلاعات مذهبی محدود و اطلاعات عمومی ام در سطح خوبی نیست ، وقبل از هر اظهار نظری عذرخواهی میکنم اگر حرف نسنجیده و بدی میزنم .

 ولی خوب ، هر انسان یک طرز فکر و ایده ای دارد که میتواند آن را ارائه دهد ، بنده هم نظر خودم را می گویم .

 ضمنا" دوست خوبم از خواندن نوشته شما لذت بردم ، بدون تعارف میگم این نوشته ها نسبت به چند سال پیش بهتر و متفاوت است .

 اینکه ما برای به نتیجه رسیدن در بحث یک حرف یا ایده را مبنا قرار دهیم و همه چیز را با آن بسنجیم شاید منطقی نباشد . بعبارت دیگر یک طرف تساوی را عدد ثابت بگذاریم و در طرف دیگر چند عدد را دستکاری کنیم تا تساوی برقرار شود، درست به نظر نمی رسد .

 من اعتقاد دارم آدم باید از مرز تعصبات و افکار تغییر ناپذیر بگذرد ، تا در یک فضای بزرگتر بتواند پرنده ذهنش را به پرواز در آورد ، و تمام مسائل را باز تر و بهتر ببیند .

 من در مورد خودم به این نتیجه رسیدم ، سالها در مورد موضوعی خاص نظرم ثابت بود و حاضر نبودم در فکرم تغییری ایجاد کنم الآن که فکر میکنم میبینم تا چه حد خودم را محدود کرده بودم . !

 بنده میگویم ما اول اعتقادات و عقیده ای را که داریم و همیشه به آن پایبندیم را خوب بشناسیم ، سپس آنرا موقتا" به گو شه امنی بگذاریم و فارغ از آن آزادانه و بی غرض فقط فکر کنیم .

میگویند خدا شناس ترین انسان کسی است که بتواند ثابت کند خدا وجود ندارد . !

  خداوند در تمام ذرات جهان وجود دارد، اگر کسی بخواهد از او دور شود از سمت دیگر به او نزدیک و یا حتی به خدا ملحق میشود، پس ما نباید نگران کفر انسانها باشیم.!

 اگر به مردم بگویند در فضا یکصد و پنجاه و هشت میلیارد و دویست و یک ستاره وجود دارد باور می کنند ، ولی اگر به کسی بگویند روی این چهار پایه ننشین که تازه رنگ شده، با دستش امتحان میکند.!!!

شاید من با این مقدمه فقط میخواستم حرفی را بزنم که آقای دکتر در چند جمله زده اند.!

" اگر ازمن دلگیر نشوید ، اجازه مى خواهم كه وارد مباحث مذهبى و خصوصا قرآن نشویم چون من هیچ تخصصى در هیچكدام ندارم .

من بیشتر لذت مى برم كه به زبان ریاضى فكر كنم و تنها نتیجه حاصل از آنرا به زبان عامیانه مورد بحث قرار دهم. ریاضیات فعلا ناقص است و تعریفى از خدا و طبعا كتب آسمانى ندارد. به همین دلیل من امكان ورود به چنان موضوعاتى را ندارم."

 به هر حال ، شاید حرفم پایه و اساس علمی و منطقی نداشته باشد ، ولی من فکر می کنم این جهان از ابتدا وجود داشته و تا ابد هم وجود خواهد داشت.!

 اگر بگوییم از ابتدا این جهان وجود نداشته ، پس بجای آن چه چیزی بوده. آیا میتوان تصور کرد بجای دنیا یک فضای خالی بوده است؟

 یعنی همان فضای خالی هم خودش میشود ، بخشی از جهان! ما انسانها معنی "هیچ چیز" را نمی توانیم درک کنیم. هیچ چیز را چگونه تعریف می کنیم.!

از طرف دیگر وقتی میگوییم دنیا به پایان می رسد و نیست و نابود میشود منظورمان چیست؟

وقتی همه چیز نابود شد بجای آن چه می ماند؟   "هیچ چیز" ؟

 به نظر من شاید  در نظر گرفتن بعد زمان و مکان فقط برای ما انسانها معنی و مفهوم داشته باشد، یعنی از دید کل جهان یک ثانیه با یک قرن و یک میلیمتر با یک سال نوری تفاوتی ندارد .

  خیلی از اعتقادات و اظهار نظرهای ما بدلیل ناقص بودن دانش و اطلاعاتمان است ، وقتی در یک موضوع ، خودمان حرفی برای گفتن نداریم ، و از طرف دیگر دوست داریم این خلا" را پر کنیم به ناچار حرف انسان دیگری را تایید و تکرار میکنیم .

 چون فكر بشر محدود است و خودش نميتواند در مورد زندگي به يك نتيجه قطعي برسد ، بدنبال حرفهايي از ديگران ميگردد تا شايد انسان ديگري حرف آخر را زده باشد.

 فرض بگیرید دویست سال پیش یک نفر ادعا می کرد میتواند با یک وسیله با انسان دیگری که چند هزار کیلومتر با او فاصله دارد صحبت کند طوری که صدایش در آن واحد ( حتی زودتر از کسی که در چند متری اش نشسته) منتقل شود.! یا درعرض چند ساعت از آسیا به اروپا برود .! به نظر شما در آن موقع کسی حرفش را باور میکرد ؟

  پس در این چند سال گذشته تا حدودی درک ما نسبت به زمان و مکان تغییر کرده است.

 دوست خوبم باید بگویم با همه ارادتی که به شما دارم ، در بعضی از موارد با حرفهای شما موافق نیستم. شاید اشکال از فهم و درک خودم باشد.

بنا به تجربه من ، اشخاصی که در مسائل فنی مهندسی کار میکنند تا حدودی منطق گرا و اهل حساب کتاب اند . یعنی با نیم کره چپ تحلیل میکنند.

ولی کسی که در حوزه  نظری و علوم انسانی بوده راحت تر مفروضات را قبول میکند.

و نیم کره راست مغزش فعالتر است.

در این زمینه حرف زیاد دارم  . . .

ولی شاید از وقت و حوصله شما خارج باشد.

با نهایت احترام و آرزوی سربلندی و سلامتی شما

 



جمعه 20 تير 1393برچسب:انسان,اعتفاد, :: ::  نويسنده : علی

ضمن عرض سلام جناب آقاي مهندس اميد وارم بنده را بخاطر داشته باشيد يک زمان در  بلاکفا باهم بوديم سالها از ان زمان گذشته ولي بنده هنوز شما را بخاطر دارم متن زير مکاتبه اي است بين  بنده با يک استاد   بزرگوار اميدارم شما هم نظرتان را در مورد اين متن بفرمايد.

سلام و عرض ادب استاد بزرگوار جناب دکتر(....) متن زیر چقدر با منطق عقلی وعلمی فاصله دارد نقطه نظرات شما برایم نقش تعین کننده دارد خواهشمند است بدون در نظر گرفتن رنجش بنده نظر خودتان را بفرماید انتقاد شما بهترین هدیه است بربنده درضمن بنده کتاب .... و..... شما را خواندم فوق العاده هست استاد اگر کتابهای دیگری نیز در این زمینه دارید لطفا بفرماید برای تهیه آن اقدام کنیم سپاسگذارم .

بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب ...


جمعه 20 تير 1393برچسب:, :: ::  نويسنده : علی

سلام

فقط میتونم بگم امروز هیجان زده ام !

چرا ؟ 

چون پیامی از یک دوست بدستم رسید .       

شاید براتون جالب باشه که بدونید ، من این دوست را تابحال ندیدم ، فقط چند مطلب ازش خونده ام.

اینجاست که بحث ارتباط افکار با یکسری امواج مطرح میشه . !

سعی میکنم در یک پست جدید بهتر توضیح بدم .

فعلا". . .



جمعه 6 تير 1393برچسب:هیجان, :: ::  نويسنده : علی

باسلام

اعترافمیکنمبندهباخواندن تعداد زیادی کتاب و شرکت دردورههای آموزشی زیاد ،هنوزنتوانستهام درصدکمی،فقطدرصدکمی از دانستههایم رادر زندگی به کاربندم.!

بعنوانمثال منچندین کتاب درموردخلاصه نویسی ویادداشتبرداریخواندهام،

ولی الآنکهپایعملبهمیانآمده،فکرمیکنمراحتورواننمیتوانمخلاصهاینکتابخوب

نودصفحهایرابنویسم.

بههرحالسعیخودمرامیکنم.!

                                               *****خلاصه کتاب خوب" عملی کردن دانسته ها "   *****             

ایرادی که در سیستم آموزشی فعلی به چشم می آید اینستکه ، آنچه می آموزیم به ندرت مورد استفاده قرار می گیرد ، شاید خلاء میان دانش و عمل عریض تر از خلاء میان جهل و دانش باشد.

واضح است که تغییر آسان نیست ، به ویژه تغییر در رفتار یک شخص .!

وقتی شما از دانستن چیزی به سوی عملی کردن آن چیز پیش میروید ، سه مرحله تغییر وجود دارد .

اولین مرحله تغییر در دانستن است ، این مرحله برای مردم ، آسان ترین و کوتاه ترین زمان تغییر است. تنها کاری که باید کرد این است که کتاب جدیدی بخوانید ، به برنامه رادیویی یا سی دی های جدید گوش فرا دهید یا به سمینار آموزشی خوب بروید. بنابراین  این مرحله بسیار جذاب است.

به هر حال به این مسئله می رسیم که چرا مردم به دانسته هایشان عمل نمی کنند؟ زیرا آموختن چیزهای جدید به مراتب سرگرم کننده تر و خوشایندتر از تلاش برای پیاده کردن آنهاست . در نتیجه پر از اطلاعات تلمبار شده میشویم ودر حال غرق شدن در دریای اطلاعات هستیم .

اما بر خلاف ماهی ، ما نمی توانیم بسادگی آنچه را که لازم داریم دستچین و از آب بگیریم و بقیه را رها کنیم.

                  پس راه حل چیست ؟   جواب این است  :  تکرار ، تکرار ، تکرار .

باید انرژی مان را معطوف تعداد محدودی بکنیم ، نه یک عالمه موضوع .!

بنابراین کلید غلبه بر اولین عاملی که مردم به دانسته هایشان عمل نمی کنند (انباشتگی اطلاعات) به کار بستن فلسفه کمتر اما دائمی یاد گرفتن است. بر چیزهای اندک تمرکز کنید و بارها وبارها تکرارش نمایید. تمرکز ، تمرکز.

مرحله دیگر ، تغییر نگرش است . نگرش یک ذره اطلاعاتی است که به آن احساس داده باشند. این حالت وقتی پیش می آید که شما نسبت به چیزی که می شناسید احساس شدیدا" مثبت یا منفی بکنید.

تفکر منفی موجب میشود :

  • * فقط بخش کوچکی از آنچه می شنویم یا می بینیم را فرا گیریم و مورد استفاده قرار دهیم.
  • * فقط به بخش کوچکی از آنچه قادر به بدست آوردنش هستیم ، دست یابیم.
  • * به هر چه داریم یا به ما می دهند راضی باشیم و دنبال بیشتر نرویم.

نگرش ها سخت تر از اطلاعات و دانش تغییر می کنند ، زیرا شما می توانید بگویید : " می فهمم چه می گویی ، اما ..."   به همین دلیل است که باید حتما" از  شر تفکرات بد بینانه خلاص شوید.

با یک نگرش باز و بی تعصب و مثبت شما  قادرخواهید بود به فاصله میان دانش و عمل فایق آیید .

و سومین مرحله تغییر (دشوارترین مرحله ) : داشتن یک برنامه منسجم و محکم برای پیگیری و بکار بستن آموخته ها. پس از فراگرفتن یک شیوه جدید اگر بلافاصله پیگیری صورت نگیرد ، انسان به عادت قدیمی خود باز میگردد. پس هر چه زود تر مهارت آموخته شده را به کار بندیم احتمال استادی و تبحر در آن برایمان بیشتر خواهد شد.

سه نکته اساسی برای یک برنامه پیگیری موثر وجود دارد :  سازمانبندی ، حمایت و مسولیت پذیری

هر آدمی که به پیشرفت ها یا دستاوردهای غیر معمولی دست یافته است، به هر شکل که شده ، توانایی تمرکز بر هدفی را با قدرتی شبیه به لیزر داشته و تا دستیابی به هدف بر حرف خود ایستاده است.

                                                                                                              با احترام                                                

                                                                                         

 



دو شنبه 2 تير 1393برچسب:دانسته ها,کتاب,کتاب خوب, :: ::  نويسنده : علی