درباره وبلاگ


نگارنده وبلاگ با تمام وجود عشق و دوستی را به شما تقدیم میکند. ومعتقد است به تعداد انسانهای روی زمین راه وروش برای زندگی ونیز راه رسیدن به خدا وجود دارد. او تمام انسانها را خواهران و برادران خود میداند و برای همه موجودات احترام قائل است. همچنین اعتقاد دارد همانگونه که به فکر تسلی غم و درد خود هستیم باید در راه تسکین اندوه دیگران هم بکوشیم. و به همان اندازه که در اندیشه تفهیم نقطه نظرهایمان هستیم به فکر فهمیدن سخنان دیگران نیز باشیم. آرزوی وی وجود صلح و آرامش و درک متقابل در جهان است . به امید روزی که نژاد ، زبان ، دین و ملیت فاصله ای بین انسانها نباشد. و همه با یک زبان واحد سخن بگوییم و همدیگر را درک کنیم .
آخرین مطالب
نويسندگان



نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 38
بازدید دیروز : 2
بازدید هفته : 38
بازدید ماه : 1918
بازدید کل : 59686
تعداد مطالب : 159
تعداد نظرات : 1
تعداد آنلاین : 1

نگرش محفوظ
بیا تا گل بر افشانیم و می در ساغر اندازیم فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم




 

سلام
 
هميشه آرزو داشتم  پدر بزرگ و پدرم راهي كه به نظرشان براي زندگي خوب است را برايم مينوشتند ،يا
 بگونه اي ميتوانستم تفكر و ايده آنها را در مورد زندگي و كلآ جامعه وبشريت در همه زمينه ها ميدانستم ..
 
البته در مورد پدر تا حدودي با صحبت كردن وديدن زندگي توانسته ام موضوع را بدانم.
 
ولي من اعتقاد دارم اگر يك شخص اعتقاداتش را بصورت نوشته شده ارائه دهد ، بسيار نزديكتر به آن چيزي
 
است كه در ذهنش ميگذرد. دليلش بنظرم اين است كه اولا موقع نوشتن آدم تمركز بيشتري دارد .
 
و دوم در زمان صحبت كردن شخص تا حدودي ملاحظه كار ميشود ، چون ديگران بصورت كاملا آن لاين
 
در حال شنيدن و ارزيابي او ميباشند.
  
به هر حال من تصميم گرفتم در حد توان ايده اصلي و اعتقاد شخصي ام را در مورد زندگي بيان كنم .
 
نميدانم تا چه حد درست فكر ميكنم ، مهم نيست ، اصلآ توقع بنده اين نيست كه  ديگران همان راهي را بروند كه من رفته ام .
 
هيچ انساني نمي تواند راه زندگي كه خودش رفته را براي كسي تجويز كند . به هزار دليل !!
 
اعتقاد كلي من اينست كه به تعداد انسانهاي روي زمين و حتي تمام انسانهايي كه بوده اند و رفته اند ، تفكر و راه براي زندگي وجود دارد .
 
ولي مسئله اينجاست كه اگر تمام اين انسانها بصورت كاملا مستقل و بدون استفاده از تجربيات همديگر زندگي ميكر دند، چه اتفاقي ميافتاد.
 
خلاصه مطلب  اينكه هر انساني در هر سطحي از زندگي  و سواد كه باشد  ميتواند  تجربيات خوبي را به ديگران بدهد .
 
 حالا استفاده از اين تجارب به چه صورت و چه اندازه باشد ، بستگي به كساني  دارد كه  ميخواهند از آن استفاده  كنند.
 
يك مطلب ديگر را هم بگويم ، تجربيات هر شخص بر ميگردد به زماني  كه خودش زندگي مي كرده در حالي كه شرايط و امكانات  فعلي تغييرات زيادي  داشته است .
 
 باصطلاح  بعضي  حرفهاي قديمي تاریخ  مصرفش گذشته وقابل استفاده نيستند .
 
 براي همين است كه ميگويند هر قدر يك  نويسنده يا عالم  آينده را بهتر ببيد ، تفكرش ماندگارتر است .
 
با اين فلسفه چيني ، ميخواستم بگويم ، اين وبلاگ را مينويسم كه حرفها ونظراتم بماند ، شايد روزي يكنفر شرايطش  جوري  اقتضا  كرد كه  بدردش بخورد .
 
چند سال پيش (23/6/87) در حاليكه  سخت در گير مسائل  شغلي شده و از نظر روحي  بسيار خسته و در مانده  بودم ، به حضرت حافظ  پناه  بردم و از ايشان نشاني از راه خواستم ....
 

 

     
                                               چشم عنايت
  
 
"اي نور چشم من سخني هست گوش كن        تا ساغرت پر است بنوشان ونوش كن

 

  در راه عشق وسوسه اهرمن بسي است         پيش آي و گوش به پيام سروش كن

 

   برگ نوا تبه شد و ساز طرب نماند             اي چنگ ناله بر كش واي دف خروش كن    

 

  تسبيه و خرقه  لذت مستي نبخشدت             همت درين عمل طلب از مي فروش كن        

 

  پيران سخن ز تجربه گويند گفتمت               هان اي پسر كه پير شوي پند گوش كن  

 

 بر هوشمند سلسله ننهاد دست عشق             خواهي كه زلف يار كشي ترك هوش كن     

   

با دوستان مضايقه در عمر و مال نيست        صد جان فداي يار نصيحت نيوش كن  

 ساقي كه جامت از مي صافي تهي مباد         چشم عنايتي به من درد نوش كن  

 

                                 سرمست در قباي زر افشان چو بگذري  

                                   يك بوسه نذر حافظ پشمينه پوش كن"

 

              علي محفوظي 

 

 

                18/6/90

 

 

 

 

 

 




شنبه 2 ارديبهشت 1391برچسب:, :: ::  نويسنده : علی